تبلیغات
همسفرِبهشت - خوشبخت

خوشبخت

نوشته شده توسط زینب و مهدی | سه شنبه 14 مرداد 1393 ساعت 07:20 ب.ظ




مرد و زن نشسته اند دور ِسفره .
مرد قاشقش را زودتر فرو می برد توی كاسه سوپ و زودتر میچشد طعم غذا را و زودتر میفهمد كه دستپخت همسرش بی نمك است و اما زن چشم دوخته به او تا مُهر تایید آشپزی اش را از چشم های مردش بخواند و مرد كه قاعده را خوب بلد است، لبخندی میزند و می گوید : "چقدر تشنه ام !"

زن بی معطلی بلند میشود و برای رساندن لیوانی آب به آشپزخانه میرود. سوراخ های نمكدان سر ِ سفره بسته است و به زحمت باز می شوند و تا رسیدن ِ آب فقط به اندازه پاشیدن ِ نمك توی كاسه زن فرصت هست برای مرد.
زن با لیوانی آب و لبخندی روی صورت برمیگردد و می نشیند . مرد تشكر می كند، صدایش را صاف می كند و میگوید:
" می دونستی كتاب های آشپزی رو باید از روی دستای تو بنویسن؟ "

و سوپ بی نمكش را می خورد ؛ با رضایت

و زن سوپ با نمكش را میخورد ؛ با لبخند!

 میدونید این زن خوشبخت کیه؟        برگرفته از خاطرات همسر امام خمینی


برچسب‌ها:

مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ <-NextPage-> <-PreviousPage-> صفحه بعد صفحه قبل
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر